و محرمی دیگر"

این روزها و شب ها همه جا بوی محرم گرفته.عطر اسفند و آوای عزاداری در همه ی کوچه ها

و خیابون ها پیچیده!اون طرف تر هیئت ها خیمه های عزا رو به پا کردن و علم ها رو به آسمون

فرستادن.کم کم دسته های سینه زنی و زنجیر زنی خودشون رو مهیا میکنن.

اینجا ایرانه..

سرزمینی که هرسال به احترام محرم سیاه پوش میشه...هر جا که قدم بذاری نشونی رو ازامام 

 حسین (ع) و کربلا پیدا میکنی و این نوای یا حسینه که همه جا شنیده میشه

 

 

 

 

باز باران با ترانه/میخورد بر بام خانه

یادم آرد  کربلا را/دشت پر شور و بلا را

گردش یک ظهر غمگین/گرم و خونین

لرزش طفلان نالان/زیرتیغ و نیزه ها را

باصدای گریه های کودکانه/وندرین صحرای سوزان

می دود طفلی سه ساله/پر زه ناله،دل شکسته،پای خسته

باز باران...قطره قطره/می چکد از چوب محمل...

آخ باران...کی بباری بر تن عطشان یاران...

تر کنند از آن گلو را/آخ باران...آخ باران